تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

387

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

بيان صدر المتألهين در حل اشكال جوابى كه آخوند رحمه الله از شبههء ربط حادث به قديم داده « 1 » كه با آن از شبههء ربط متغير به ثابت هم پاسخ داده مىشود ، اين است كه مرحوم آخوند در عالم طبيعت حتى در عالم افلاك به حركت جوهريه قائل است ، « 2 » منتها در عالم افلاك قائل است به اينكه حركت جوهريه منتهى نمىشود و الى الابد حركت در جوهر افلاك واقع مىشود ، ولى در غير افلاك معتقد است كه حركت در جوهر اشياء هست و اشياء در جوهر خود حركت مىكنند و ليكن اين حركت الى الابد نيست . عقيدهء ايشان اين است كه نحوهء وجود در عالم طبيعت وجودى است كه تغير ، ذاتى آن است و اين گونه نيست كه ذاتى غير از تغير باشد و تغير و حدوث بر آن عارض شود تا از علت تغير سؤال شود ، بلكه حركت در جوهر اين قسم از وجودات هست و تغير نحوهء وجود آنهاست ، حتى فلك الافلاك نيز در جوهر خود حركت دارد ، منتها حركت در جوهر آن از ازل تا ابد هست ولى در غير افلاك ؛ گرچه حركت از ازل هست ولى الى الابد نيست ، پس تغير ذاتى وجود عالم طبيعت است و عالم طبيعت تنها در اصل وجود ، علت لازم دارد . و الحاصل : چنان كه در عقل اول گفتيم كه اصل وجود آن معلول علت است و كاستى و نقصان آن بالنسبه به مبدأ كه جهت ديگر اوست ، از مبدأ صادر نشده ، بلكه نقصان عين وجود عقل اول است و محتاج جعل نيست ، همچنين نحوهء وجود عالم طبيعت تغير مىباشد و اين گونه نيست كه وجودى باشد كه بر آن تغير عارض شود و تغير محتاج جعل ديگرى باشد ، بلكه يك وجود ازلى كه ذاتاً متغير بوده و نحوهء آن تغير است مىباشد . پس تغيرات در عالم از اين جهت است كه وجودات متغيرند ؛ يكى

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : اسفار ، ج 2 ، ص 392 - 396 و ج 3 ، ص 133 - 141 ؛ شرح هدايهء اثيريه ، ص 371 - 375 . ( 2 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 61 - 67 و 104 - 118 ؛ رسالهء حدوث ، ضمن رسائل صدر المتألهين ، ص 18 - 37 .